سيستم مديريت (هوشمند) ساختمان
در جهت کاهش هزینه های صنعت ساختمان واستفاده بهینه از تکنولوژی و بکارگیری فناوری ارتباطات و رایانه عملکرد سیستمهای مدیریت و اتوماسیون ساختمان چشمگیرتر می گردند که در مجموع صرفه جویی انرژی را در بر خواهد داشت بطوریکه صرفه جویی های ناشی از بکارگیری این سیستمها در مدت زمان کوتاهی موجب جبران هزینه های مربوطه می شود. سیستمهای کنترل هوشمند دارای انعطاف بالایی خواهند بود که میتوان براحتی آنها را با نیازهای مختلف منطبق نمود. همچنین در هنگام بهره برداری براحتی میتوان عملیات تغییر و بهینه سازی برای راهبری بهتر و کاهش هزینه های انرژی و کاهش هزینه های تعمیراتی را انجام داد .
عملکرد ساختمان هوشمند:
یک سـاخـتمان هـوشمنـد بـنـا بـه تـعريـف انـستيتو ساختمانهاي هوشمند بنايي است كه با استفادة بهينه از چند عنصر پاية : سازه و سیستم و خدمات و مديريت و روابط دروني آنها ، محيطي مناسب و داراي صرفة اقتصادي ايجاد نمايد . در ساختمان هوشمند بسیاری از اعمالی که ساکنان از روی عادت و بصورت غیر ارادی انجام می دهند توسط سیستمهای هوشمند انجام می گردد که باعث صرفه جویی در زمان و هزینه ي نیروی انسانی می گردد. با بکرگیری انواع و اقسام سنسورهای حسی در داخل و خارج ساختمان و با بکارگیری یک شبکه و سیستم واحد میتوان بصورتداومی و بدون درنگ اطلاعات دما فشار رطوبت دبی هوا میزان اکسیژن و دی اکسید کربن را در اختیار داشت و از آنها در جهت رسیدن به شرایط ایده آل استفاده کرد. در یک ساختمان هوشمند با امکانات نرم افزاری بوجود آمده میتوان نمودارهای مختلفی را برحسب زمان دراختیار داشت و از آنها در جهت بهبود کیفی شرایط زیستی و حداکثر استفاده از هوای طبیعی را برای ساکنین بوجود آورد . در زمان کارکرد سیستم هوشمند ساکنان در جهت صرفه جویی مصرف انرژی حق باز کردن پنجره ها را نخواهند داشت و در ساختمانهای اداری قبل از اتمام ساعت کار این سیستم بصورت اتوماتیک و متناوب شروع به خاموش کردن سیستمهای تهویه مطبوع می کند . در یک ساختمان هوشمند با امکانات بوجود آمده می توان در هر زمان میزان مصرف انرژی بر پایه مصرف انرژی سوخت و برق را بدست آورد و از آن در جهت کاهش مصرف انرژی و بهینه سازی مصرف سوخت د ر ساختمان ( مبحث نوزدهم - مقررات ملی ساختمان ) بهره برد . بیشترین مصرف انرژی در ساختمان توسط سیستم روشنایی بوجود می آید که با هوشمندسازی این سیستم می توان ازاتلاف انرژی تا حد زیادی جلوگیری کرد که این عمل با ترکیب روشنایی روز و روشنایی مصنوعی به بهترین نحو و خاموش کردن چراغها در زمان بدون مصرف بوجود می آید . سیستمهای مدرن مدیریت ساختمان امروزه برپایه وب - web base - نگاشته می شوند که بزرگترین حسن آن در بکارگیری امتیازات شبکه جهانی اینترنت و کنترل ساختمان از راه دور توسط سیستمهای ارتباطی متداول در دنیا است به اینصورت که با راه اندازی سایت ساختمان موردنظر و با وارد کردن شناسه کاربری و رمز عبور میتوان ازهرمکانی بر ساختمان احاطه داشت . در اینگونه ساختمانها میتوان با نصب تابلوهای نمایشگر الکترونیکی در مکانهای خاص ساختمان ونمایش دادن اطلاعات مختلف از سیستمهای کنترلی ساختمان زندگی را برای ساکنین لذت بخش کرد .
در ساختمانهای مسکونی با متراژ زیر پنج هزار مترمربع میتوان از سیستمهای اتوماسیون خانگی استفاده کرد که شامل اجزاء متنوعی است :
Motion Detection : از لحاظ امنیت و کنترل روشنایی کاربرد دارد
Pool & Spa : کنترل فیلترها و دما وتاثیراشعه نور خورشید بر استخر
Vehicle Detection : در هنگام ورود وسیله نقلیه چراغها را روشن و تصویر دوربین پارکینک را بر روی تلویزیون سویچ می کند
Lighting : کنترل روشنایی بر اساس نیاز و برنامه زمان بندی شده
Irrigation : سیستم کنترل اتوماتیک آبیاری
Security : کنترل هوشمند امنیتی
Trend Temprature : نمایشگرهای دما و رطوبت هوای بیرون و داخل ساختمان
Multi Room Audio : سیستمهای صوتی هوشمند
Heating & Cooling : سیستم کنترل هوشمند سرمایش و گرمایش
Telephone & Internet : سیستم تلفن سانترال و شبکه داخلی
براي مطالعه بيشتر http://www.bms-iran.com
معماري قاجاريه
این گرایشهای متفاوت و بعضا متضاد در معماری این دوره ناشی از اختلاف در گرایشهای سیاسی و ایدوئولوژیک این عصر از تاریخ ایران است که ریشه در جریانهای عقیدتی - سیاسی اواخر دوره قاجار و اوایل دوران پهلوی دارد . جریانهای مذکور را می توان به سه دسته تقسیم کرد :
گروه اول ، سنت گرایان ، که اساس تفکر سیاسی و بینش دینی آنها هماهنگی دین با سیاست و احیاء و توسعه سنتهای هزار ساله جامعه ایرانی بود . پرچمداران این نهضت در آن برهه از زمان شیخ فضل الله نوری بود و بعد از ایشان سید حین مدرس ادامه دهنده راه وی گشت .
گروه دوم ، غرب گرایان ، که اساس ذهنیت آنها ، به گفته تقی زاده ، بر تقلید از فرق سر تا انگشت پا از غرب در همه شئون اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی بود . هسته اصلی این گروه را تحصیل کردگان ایرانی تشکیل می دادند که تازه از اروپا به ایران برگشته بودند .
گروه سوم ، ملی گرایان ، که بنیاد فکری آنها بازگشت به عظمت امپراتوری هخامنشی و ساسانی بود . این گروه فرهنگ اسلامی و فرهنگ اروپایی را غیر ایرانی می دانستند و بعنوان جایگزین آنها بازگشت به فرهنگ آریایی دوهزار و پانصد ساله با دین و مذهب بود . که این امر ناشی از جریانهای به اصطلاح روشنفکرانه مادی گرایی و توسعه و ترویج نظریات سوسیالیسم و مارکسیسم در بین طبقه تحصیل کرده اروپا بود . این دو جری فکری اثبات خود را در تخریب آثار گذشته می دید و سعی داشت هر چه را بوی گذشته می داد از بین ببرد .
در سایر شئون اجتماعی کشور نیز ما شاهد تقابل این بینشهای متفاوت هستیم . بعنوان مثال در ادبیات ، گروه غرب گرا ، تغییر خط فارسی به لاتین را - به سبک آتاتورک در ترکیه - علم کرد و گروه ملی گرا نیز عرب زدایی از خط و ادبیات فارسی را مطرح نمود و گروه سنت گرا برخود واجب دید که از سنت سعدی و حافظ و دیگر بلند پایگان آسمان ادب ایرانی پاسداری نماید .
در ادبیات به زعم مردان بزرگی چون استاد دهخدا ، استاد همایی و استاد فروزانفر و دیگر عزیزان اقدامات غرب گرایان و ملی گرایان بی نتیجه ماند و تحول جدیدی در ادبیات از بطن شعر و ادبیات سنتی تراوش کرده و رشد نمود .
لیکن در معماری به دلیل انتصاب غرب گرایان و تحصیل کردگان بوزار پاریس و بعدا مکتب فلورانس و رم در شهرسازی انگلستان و امریکا شد .
گرچه گودار و ماکسیم سیرو ازنظر تفکر ، ارزش زیادی برای معماری سنتی و تاریخ تحول آن قایل بودند و در این رهگذر خدمات ارزشمندی به ثبت تاریخ معماری ایرانی نمودند ولی خود شخصا از پیروان مکتب نئوکلاسیک و یا به عبارتی ملی گرایان نوین بودند . شاهد این واقعیت ، ساختمان موزه ایران باستان که تقلیدی از طاق کسری است .
غلبه مکتب غرب گرایان در مدارس معماری کشور ، کار را بدانجا کشید که توصیف مسجد جامع اصفهان ، میدان نقش جهان ، گنبد سلطانیه ، طاق کسری و تخت جمشید را باید از اروپاییان و ترجمه کتابهای آنها دریافت میکردیم . دانشجویان و مهندسان معمار این مرز و بوم اقدامات هوسمان در پاریس و هوارد در انگلستان و کارهای میکل آنژ در فلورانس و رم را بهتر از کاخ گلستان ، مسجد شیخ لطف الله و کاخ سروستان می شناختند و اطلاعات مربوط به طاق کسری که از عجایب روزگار خود بوده برای متخصصین محدود به این بود که بنا در خاک عراق است .
نتیجه این انفعال فرهنگی ، بخصوص در زمینه معماری ، عرضه و تکمیل سبکهای مختلف معماری اروپا و امریکا در دهه های اخیر به کشور بوده است . با تسلط فکری غرب گرایانه بر معماری کشور و فاصله گرفتن از معماری سنتی کار بدانجا کشید که تخریب بنا های گذشته در توسعه های جدید شهری و تخریب کاروانسراهای قدیمی در احداث جاده های بین شهری عملی پسندیده و تجدد گرایانه تلقی شد . این وضع باعث گردید که بسیاری از بناهای باارزش متروک و یا مخروبه گردد .
همانگونه که تقلید کورکورانه از معماری غرب باعث انحطاط هنر و معماری این مرز و بوم شد ، تقلید از معماری گذشته و سنتی نیز به معنی ارتجاع و قهقرا رفتن گشت . تحول و تعالی هر هنری بستگی به شناخت دقیق آثار گذشته و درک صحیح ضرورتها و نیازهای حال جامعه دارد تا با استفاده از فرهنگ و سنت دیرینه و خطا و صواب گذشتگان و در جهت جوابگویی به نیازهای جامعه ، راه حلهای بدیع ، اصیل و تازه ای ارائه گردد
تاثیر هنر خاور دور در آرت نو و معماری سنتی آمریکا در کارهای فرانک لوید رایت ،هنر بدوی در کارهای لوکوربوزیه ،معماری مغربی در بارگان و معماری رومانتیک در آثار کان نشان میدهد که معمار امروز میتواند از هر سنت و یا دوره تاریخی استفاده کند.به نظر من هنگامی که در استفاده ی از گذشته ایجاد هویت را هدف قرار می دهیم به خطا رفته ایم کما این که هدف پست مدرنیسم از مبارزه با جزم اندیشی مدرنیسم در متولوﮋی آن هم تثبیت محدودیت های جدید نبود.در معماری ربع قرن اخیر در جهان ،تجربیات مختلفی صورت گرفته است که در جهات متعددی گسترش یافته اند :آثاری که گرچه به صورتی مبالغه آمیز به فن ساختمان نظر داشته اند،همزمان توانسته اند به صورتی بدیع و انطباق پذیر رابطه ای جدید بین معماری ،شرایط محیطی و نیاز های کاربردی برقرارکنند مانند معماری های بسیار جسورانه وجنجالی که با تاکید بر محتوای انتزاعی فرم معماری و با نظر به نمونه های علمی و فلسفی یا میانبرهای ذوقی و تجربی خاص مجسمه سازی ، به گسترش ابعاد زیبا شناسی معماری پرداخته اند یا نوعی نئوکلاسیسم جدید که به صورتی گاه جدی و گاه طنز آمیز به بازنگری و استفاده پراکنده از عناصر تاریخی پرداخته است یا معماری انعطاف پذیر و زمینه گرا که عصاره خود را از محیط اطراف اثر دریافت میکند.در حال حاضر ویژگی عمده ای را میتوان یافت که به شدت تاثیر گذار بوده است و آن تاکید اغراق آمیز بر متدولوژی ست که سبب شده ،در آثاری نظیر کارهای جدید کولهاسو آینزمن روش اتخاذ شده و مکانیسم نظری تولید فرم بر نتیجه عینی حاصل برتری یابد.معماری جدید نوعی تولید دوباره حداقل گرایی و خرد گرایی در کالبدی جدید است که مبتنی است بر جدیت و سادگی و عوامل عینی و محیطی که به دقت و ظرافت فضاهای متناسب را با به کار گیری عناصر فرمال ،نشانه ها و مصالح محدود ولی جدی و سنجیده به وجود می آورد.معماری ای که به گونه ای دنباله رو تعالیم ریچارد نوتیر ،لوییس باراگان ، آلواروسیزاویه را بود میانه روی را به جای افراط،تقلیل را به جای تبذیر،وحدت را به جای پراکندگی و سادگی محلی را به جای بلند پروازی های فرا ملی نشانده است.این نوع معماری بر پایه عناصری محدود و ابزار ساده ای که بیانگر جوهر اصلی معماری هستند شکل می گیرد.مانند معماری آندو ،ونتزیا،شینوهارا.منطبق وجودی هر ساختمان و عناصر فرمال یا تزیینی آن در ارتباط با محیط عینی پروژه شکل گرفته وبه نقطه دیکر قابل انتقال نیستند.این معماری که شاید در نظر اول خسته کننده به نظر برسد دارای ویژگی تعمیم پذیری است.اگر چه به دلیل سادگی وپرداختن به موضوعات محدود و اصلی به اندازه آثار گه ری و زاها حدید نمایشی و فتوژنیک نیستند اما این قابلیت را دارند که به کل آثار یک شخص سرایت کنند.در ایران نیز خصوصا در در چند سال اخیر ،تمایل به حضور در عرصه های جهانی به شدت رشد کرده است و این نشانگر دو واقعیت مهم است اول اینکه نیازهای مردم ما بسیار نزدیک به دیگر ملل جهان است دوم اینکه دریافته ایم هرگونه پیشرفت حقیقی در هر زمینه ای مستلزم رقابت در میدانی جهانی است.با این که پیش شرط پیشرفت معماری در ایران حل مسائل ابتدائی اخص جامعه ما است با این وجود معماری ما نمی تواند مستقل از دیگر جریانات معماری در جهان باشد.در ایران با توجه به امکانات محدود اقتصادی ،آموزشی ،اطلاعاتی وقوانین و آئین نامه های دست و پا گیر و قدیمی امکان پرداختن به آثار ویژه ای که هدفشان پیشبرد معماری است، طبعا بسیار محدودترمی شود، امابا توجه به این شرایط استفاده از زبانی حتی المقدور ساده و دقیق ،عاری از شیوه گریهای افراطی و منحصر به یک ایده وفکر قوی در این راستا مناسب تر به نظر میرسد.توجه به حداقل گرایی و خلاقیت ظریف و غیر تجملی،فرهنگ عمومی ایران ،ارزشهای انسانی ،توجه به محیط زیست و تکنولوژیک بدیل ودر نظر گرفتن سابقه ایران در ایجاد آثاربا شکوه با استفاده از مصالح ساده و ارزان همه وهمه زمینه هایی هستند که با امکانات ما تناسب دارند واجازه میدهندمعماری ایرانی نیز نقشی در معماری جهان بیابد.حتی در معماری مدرن که مدعی زیبا شناسی جهانی بود،خاستگاه های بومی ومنطقه ای محسوس بوده اندچنان که به رنس ،گریپوسو میس وندروههبه فرهنگ صنعتی آلمان تکیه کرده اند ،لوکوربوزیهبه آوانگاردفیگوراتیو فرانسوی و رایتبه معماری سنتی آمریکا یی وابسته اند.به طور کلی شرایط بسیار متنوع آب و هوایی وفرهنگی ونیازهای متعدد و وسیع ایران به معماری وشهرسازی ایران را به میدان تجربه بسیار خوبی برای حرکتهای آگاهانه و جدی تر تبدیل کرده است ونتایج این تجربه ها قطعا میتوانند تاثیرات مثبت ومحسوسی در روند کلی معماری در جهان به جای گذارند .برای دستیابی به پیشرفتی واقعی در زمینه معماری در ایران ناگریزیم دستمایه هاو محدودیت های خود را به دقت وفارغ از تعصبها بررسی کنیم و در نظر داشته باشیم برای جهانی شدن لازم نیست حتما در کوره فرهنگ جهان ذوب شویم.
استاد آناهیتا سعیدی منش
با در نظر گرفتن این نکته که معماری مدرن با محور قرار دادن موضوع مسکن خود را سازماندهی کرد و زیربنای خود را شکل داد ، به گونه ای که این مساله همواره باعث تحسین معماری مدرن شده است ولی معماری معاصر همواره تلاش کرده است با دوری جستن از این مساله از زیر سایه معماری مدرن خارج شده و گذشته خود را فراموش کند.
درواقع یاد آوری این مفهوم به معنای تداعی خاطرات تلخ و دوست نداشتنی از گذشته در ذهن معماری معاصر است . به طور قطع این اضطراب و پریشانی چندان بی پایه و اساس نیست، از اولین روزهای آغاز مدرنیسم مسئله سکونت در قالب تضادی جنون آمیز میان سکونت در خانه های شخصی و خانه های جمعی (آپارتمان) وجود داشته است . ابتدا تولید انبوه سکونت گاهها بر مشکل خانه دار شدن مردم و سکونت آنها فائق آمد و همانگونه که هانس میر (Hannes Meyer) دومین رئیس مدرسه معماری باهاوس(Bauhaus) بیان می کند : خود را از نظامی زیبایی شناسانه به نظامی اجتماعی تبدیل می کند. در این زمان برای جبران عدم توجه به جنبه زیبایی شناسانه و شخصیت معمارانه بنا، معماری پناهگاه خود را در خانه های شخصی اشراف و ثروتمندانی یافت که هم چنان به آینده معماری خوش بین بودند. در همین حال در دومین کنگره سیام ((ClAM) که در سال ۱۹۲۹ در فرانکفورت برگزار شد میس وند رو (Mies van der Rohe) شعار « مسکن با حداقل استانداردهای زندگی» را مطرح کرد. امروزه ثابت شده تقسیم مسکن خوب با حداکثر استانداردها و مسکن بد با حداقل استانداردها به دو مقوله ی مجزا امری اشتباه است که ناچار به وادی بن بست رسیده است. ساخت خانه های شخصی به عنوان بازاری ویژه و اختصاصی برای کارفرمایان ثروتمند به گونه ای معماری جایگزین تبدیل شده است که پروژه های پیشرو در آن فقط به عنوان معماری سمبلیک و نشانه ای قابل تشخیص هستند به طور مثال این گونه پروژه ها حجمی حدود ۸۰ درصد از مجلات معماری را اشغال می کند ولی تاثیر بسیار اندکی بر چشم اندازهای بصری و روانی جامعه معاصر دارند. آنچه معماری معاصر با آن دست به گریبان است ، مسکنی است که اساسا خارج از ساز و کار طبیعی اقتصاد عمل می کند یا حداقل اقتصادی بر مبنای اصول و ویژگیهای آنچه امروزه معماری معاصر با آن دست گریبان است . از طرف دیگر اگر اصول استقلال فردی به عنوان عامل اساسی تغییر و دگرگونی در دوران مدرنیته در نظر گرفته شود پس وجه دیگر سکونت در دوران مدرن یعنی زندگی در خانه های جمعی به همان میزان نامناسب و غیر قابل تطبیق جلوه می کند. در دوران انقلاب صنعتی تاثیر شرایط و ارزشهای اجتماعی بر شکل گیری سکونتهای جمعی بسیار قوی بود به بیان دیگر این شرایط اجتماعی و خاص افراد جامعه بود که موجب شکل گیری مسکنهای جمعی (آپارتمانها ) گردید و بطور کلی به عنوان یک راه حل فوری برای حل مشکل سکونت در جوامع صنعتی مطرح شد و بطور کامل با نیازهای اساسی یک خانواده پیوند خورده بود. طرح سکونت گاههای کوچک و استاندارد مدرن به طور کلی در پاسخ گویی به نیازهای زندگی امروز و انسان معاصر ناتوان است. در حال حاضر بطور چشمگیری مسکن طبقات ضعیف اجتماع شده است و این دلیل اصلی وجود حدود یک میلیون آپارتمان با قطعات پیش ساخته در جمهوری دموکراتیک آلمان سابق است که همگی خالی مانده اند و در انتظار سرنوشتی مشابه با ساختمانهای بلند مرتبه در پورت ایگو سنت لوئیس آمریکا (Pruitt lgoe St Louis ) هستند که تخریب آنها در سال ۱۹۷۲ مصادف با تاریخ مرگ معماری مدرن محسوب می شود با توجه به این پیشینه معماری معاصر نمی تواند انتظار کمکی از سوی تاریخ معماری مدرن برای حل مشکل سکونت باشد حال سوال اساسی این است که در این صورت منبع بعدی برای پاسخ به این سوال خواهد بود .
پیتر آیزنمن (Peter Eisenrnan ) نسخه جدید و مناسبی را در این مورد تجویز می کند او می گوید: انسان معاصر مدتها است که هیچ تصور کلی و مفهوم عینی از زندگی ندارد ولی با این وجود به ساخت خانه ها و زندگی در آن ادامه می دهد در واقع نظر آیزنمن ( Eisenrnan) برداشتی از گفته هایدگر در کتاب« ساختمان ، سکونت ، تفکر » است جایی که او مشکل واقعی سکونت را در بحبوحه ی بمباران جنگ جهانی در اروپای ویران اینگونه بیان می کند بازماندگان جنگ هیچ گاه برای درک مفهوم وماهیت زندگی از آن دست نمی کشند آنها نیاز دارند که یاد بگیرند چگونه سکونت کنند .
موضوع مهمی که در دوران تسلط مدرنیسم در حیطه معماری مطرح شد این بود که معماری برای خود قدرت آموزشی و تربیتی قائل بود به همین دلیل یک ساز و کار تبلیغاتی واقعی را نیز با هدف بسط توسعه این دیدگاه جدید به شیوه زندگی به کار گرفت در نخستین گام این آموزشها فقط محدود به توصیه هایی در کتاب «سکونت جدید» بود ولی خیلی زود برای وارد شدن این مفاهیم جدید به پایه های اصلی فرهنگ اجتماعی مردم به فیلم تبدیل شد والتر گروپیوس (Walter Gropius) در کتاب «چگونه می توانیم سالم و کارآمد زندگی کنیم » شهر پیشنهادی خود را به عنوان یک مکان آزمایشی ارائه می کند در سال ۱۹۲۹ هانس ریشتر (Hans Richter) از طرف مقامات ورکبوند سوئیس (Swiss Werkbund) اجازه یافت تا ساختمان «مجموعه مسکونی نوین» خود را آغاز کند در سال ۱۹۳۱ لوکور بوزیه در فیلم کوتاه خود « معماری امروز شاهکار خود ارتفاعی معمارانه » هنر زندگی مدرن را با تصاویری از ویلای شخصی خود با پارکینگ اختصاصی جلو خانه و و باغ بام برای ورزش صبحگاهی به تصویر کشید)
میس وندرو ترجیح داد تا این نقش آموزشی را بصورت شخصی انجام دهد او در پاسخ به نقدهای اتهام آمیز علیه خانه هایی که می ساخت علاقه نشان می داد و در پاسخ به نامناسب بودن خانه های او برای زندگی روزمره جواب می داد که من به مردم چگونه زیستن در خانه هایی که ساخته ام را یاد می دهم و برای اطمینان گاهی به صورت سر زده به خانه مالکانی که خانه آنها را ساخته بود می رفت تا مطمئن شود مبلمان خانه ها را همانگونه که او در پلان طراحی کرده قرار داده باشند.
پس می توان نتیجه گرفت که در دوران مدرن معماران علاوه بر خلق فضاها شیوه زندگی نوینی را ایجاد کردند در جوامع امروز این نقش به عهده صنایع بزرگ و فراگیری هستند که با سرعت مدلها و الگوهای جدید را طراحی و از طریق شبکه های گسترده رسانه ای تبلیغ می کند در سال ۱۹۲۷ مدرنیستها ساختمان نمایشگاه Weissenhof در اشتوتگارت را سازماندهی کردند تا خریداران اجازه داشته باشند تا شیوه ی جدید زندگی را تجربه کنند این کار امروزه در IKEA (شرکت سوئیسی طراحی داخلی وسایل منزل) اتفاق می افتد و می توان گفت که IKEA نقشی اساسی و بیش از هر معمار دیگریست علاوه بر این دهها هزار طراحی داخلی گوناگون و مجلات مختلف که بدون شک مشخص کننده فرهنگ واقعی سکونت امروزی بیش از هر زمان دیگریست با در اختیار داشتن این تولیدات ، زندگی و معماری به فرهنگی پایدار می رسند بدون اینکه توانایی رسیدن به خلاقیتهای هنری خلق شده روزمره را داشته باشند تنها قادر است در مقابل آنها عکس العملی در خور ارائه کند.این منطق عکس العملگرا از طریق موسسات فرهنگی که حامیان واقعی معماری هستند گسترش می یابند به همین دلیل نمایشگاه سبک بین المللی International Style))که در سال ۱۹۲۹ در موزه هنرهای مدرن MOMA) ) برگزار شد نیروی محرک مهم و اصلی در گسترش ایده معماری مدرن در مورد سکونت به ویژه در امریکا بود در حالیکه نمایشگاه « خانه های غیر خصوصی» که در سال ۱۹۹۹ و در همان محل برگزار شد به سختی تصویر محو و رنگ پریده ای از تحولاتی را منعکس می کرد که مدتها بود اتفاق افتاده بود. ارائه تصویری اغراق آمیز از این گونه معماری بطور چشمگیری منتج به گفتمان پیوندی چند بعدی از فرهنگ مصنوعی روزمره انسان معاصر می شود ارائه تعریفی دقیق و ماهیت گرایانه از سکونت آنگونه که هایدگر ارائه کرده است برای معماری معاصر کار آسانی نیست به طور قطع ارائه جملات دقیق و کیفی زمانی امکان پذیر است که شخصی معماری را به مثابه چیزی تفسیر کند ولی اکنون این شرایط زندگیست که معماری و نحوه آن را مشخص می کند شرایطی از قبیل: نوع رابطه با دیگران ، روش انجام کار، تعداد فرزندان، مکان یابی خانه در محدوده شهر، نوع تفریحات ، میزان تحرک و ….. که همگی موارد جزئی کوچک از پارامترهای موثر در زندگی انسان معاصر است .
انجام پژوهش و تحقیقات نوین بر اساس روشهای پیشرفته بر روی شرایط تاثیر گذار خارجی که نمونه های آن ذکر شد از ضروری ترین پیش نیازها برای موضوع مسکن و سکونت در معماری معاصر است . این شناخت دقیق از شیوه زندگی ، انسان معاصر را در بیان تعریفی دقیق از جایی که زندگی در آن انجام می شود توانا خواهد کرد، نه تنها خانه بلکه تلویزیون ، قطار، هتل ، محل کار می توانند محیطی برای زندگی انسان باشند. از این دیدگاه سکونت خود را به مثابه حضوری مستتر ارائه می کند . تحقیق برای ارائه مفهوم عینی سکونت منجر به کشف نوعی وجود بدلی مدرن که فراگیر از نظر مکانی وزمانی وغیر قابل تعریف است درست مانند زمانی که رنگها با هم مخلوط می شوند رنگ جدید فقط تحت تاثیر برهم نهی رنگهای اصلی ایجاد می شود ، می توان سکونت را نیز فقط از طریق برهم نهی شرایط زندگی روزمره انسان معاصر تعریف کنیم این نوع تعریف مرکز گریز باعث دستیابی به فرایندهای تاثیر گذاری می شود که موجب به دو استحاله اساسی در سکونت گاههای معاصر می شود .
۱- تحرک وابسته به فضا وزمان
۲- عدم خلوص گونه شناختی در مورد حرکت وابسته به فضا وزمان
اگر سکونت گاهها در قرن ۱۹ و اوایل قرن بیستم نوعی زندگی پایدار و محدود به مکان را ارائه می داد امروزه تحرک و فعالیتهای زیاد میان قطبهایی که انسان در آن حضور دارد سبب ایجاد مکانهایی میشود که به میزان زیادی تابع زمان و فضا هستند . با وجود تحرک بسیار زیاد که جزئی از زندگی معمول افراد جامعه است بدویت مدرن به شرایط هر روزه تبدیل شده است . در کشور امریکا میانگین تغییر شغل و محل زندگی برای هر شهروند تقریبا ۵ سال و در اروپا نیز با سرعت کمتری در حال نزدیک شدن به این میانگین است
« شهروند انعطاف پذیر» زندگی خود را اساسا برمبنای نیازهای در حال تغییر شغل خود سازماندهی می کند افزایش تغییر شغلهای بلند مدت و جهانی شدن بازار کار موجب پدید آوردن نوع زندگی نوین شده است که از نظر زمانی و مکانی به شدت دستخوش تغییر شده به همین دلیل سکونت بیشتر و بیشتر به موضوع فرهنگ حرکت تبدیل شده است .خانه مفهوم قلمرو و ملک شخصی را از دست داده است و خود را با مفهوم جدید ملک متحرک معرفی می کند معمار آلمانی ( André Poitiers ) پیش بینی می کند که در آینده انسانها در واحدهای سکونتی متحرک زندگی خواهند کرد. واحدهایی قابل حمل که با مالکانشان جابجا خواهند شد. این نوع محرک به طور قطع شیوه زندگی انسان را نیز تغییر خواهد داد مفهوم انعطاف پذیری که زاده تحول و انقلاب عظیم در سازه ساختمانهای مدرن بوده است در انتهای دوره مدرن تنها به کلیشه ای تکراری و رنگ باخته بدل شده بود و نقش مفهومی و اساسی خود را انجام نمی داد .
امروزه معماران هنوز انعطاف پذیری را به عنوان مفهومی ساختاری می شناسند این تفکر به دیدگاه آنها نسبت به کار معمار معروف دوران مدرن لوکوربوزیه و ابداع سیستم باز می گردد. پلان آزاد دومینو (the Maison Domino ) اجازه ساخت سازه ای باربر و ساده را ارائه می داد که در آن چند ستون جایگزین دیوار شده است تا اینجا این موضوع اساسا امتیاز معمار برای سود جستن از انعطاف پذیریست زیرا روند طراحی را آسانتر می کند هرچند قولی که معمار در مورد تقسیم بندی انعطاف پذیر و آزاد اتاق ها به مالک خانه داده بود عملا اجرا نشد .نیروی فیزیکی دیوارها که در ساختمان اجرا شده بود قابلیت تغییر شکل زیاد و سطح آزاد طبقات چیزی بیش از یک گزینه تئوری و مفهومی سازه ی نبود اخیرا معماران مفهوم واقعی انعطاف پذیری به معنای واقعی و با روشی قابل اجرا برای سازماندهی فضا به گونه ای که واقعا امکان تغییر آن وجود داشته باشد ( مثلا با ایجاد تمهیداتی می توان اجزاء آشپزخانه را با کمک اتصالات برق یا شیرهای آب که به آن متصل است بصورت آزادانه در فضاها قرار داد به گونه ای که امکان حرکت آنها نیز فراهم باشد) .
این نوع انعطاف پذیری در نحوه اجرا یکی از اساسی ترین شرایط برای نوع دوم استحاله سکونت گاه ها در معماری معاصر است که پیش از این ذکر شد .
علی رغم تغییر شیوه زندگی در دوران استقلال فردی مفهوم تیپولوژی معماری به میزان زیادی بی معنا شده و ماهیت خود را از دست داده است.یک واحد مسکونی به صورت استاندارد برای یک خانواده با یک یا دو فرزند موضوعی نامربوط است مگر اینکه این خانواده از نظر برقراری روابط اجتماعی و انسانی جزئی از جوامع توسعه یافته نباشد .تقریبا نیمی از ازدواجها در کشورهای پیشرفته به طلاق منتهی می شود که می تواند دلیل اغوا کننده ای برای فکر کردن به طراحی خانه هایی برای یک زوج مطلقه و دو فرزند باشد در طرف مقابل روش زندگی طبقات اجتماعی مجرد نیز دارای اهمیت است طبقه ای که فقط شامل جوانان ۲۰ تا ۳۵ سال نمی شود بلکه طیف وسیعی از سالخوردگان و بازنشستگان را نیز در بر می گیرد که عمدتا با توجه به ارائه خدمات عمومی و پزشکی ، زندگی در مکانهای عمومی را بر خانه های قدیمی خود خانه های قدیمی خود ترجیح می دهند برای اکثر شیوه های سنتی زندگی نوین همچنان مفاهیم عینی برای طراحی سکونت گاه وجود دارد که باید بسط وتوسعه یابند .از آنجا که نیاز ها و خواسته های جدید شیوه های زندگی را دائما تغییر می دهند این طراحی گونه ای تیپولوژی جدید برای مسکن های نوین بر اساس این شیوه ها ،غیر محتمل است.این در حالیست که این روشهای زندگی موجب پیدایش مدلهای کوچکتری می شوند. شکلهایی که در فرآیند استحاله هیچ گاه کامل نمی شوند ولی دائما به شرایط در حال تغییر عکس العمل نشان می دهند دقیقا مانند تکنیکهای تولیدات صنعتی امروزی مدلهایی که به سرعت شکل می گیرند و براساس توانایی هایشان تحت شرایط ویژه و گزینش های مختلف تقسیم بندی می شوند در واقع در حین تولید توانایی تطابق با شرایط و پارامترهای گوناگون محیط را فرا خواهند گرفت . تکنولوژیهای نوین تولید با استفاده از کامپیوتر با روشهای گوناگون نرم افزاری در مقایسه با مفاهیم استاندارد دوران مدرن به طور کامل عقب ماندند . مفاهیم مدرن به جای فراهم آوردن پایه های تکنولوژیک را بطه جدیدی بین معماری و فرمهای سازمان دهنده در حال تغییر تحت تاثیر نیازهای جامعه بوجود آوردند پس معماری امروز خود را در نقطه آغاز مانند ابتدای دوران مدرن می یابد و مسئله سکونت همچنان می تواند یک بار دیگر به آزمایشگاه تحقیقی معماری جدید تبدیل شود.